محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4408
تاريخ الطبرى ( فارسي )
شمايند و عدالت برايتان گسترده است و به خلاف آن در ميان شما عمل نمىشود . دربارهء آن حمد خدا بسيار گوييد و پيرو منصور بن جمهور باشيد كه وى را براى شما برگزيدهام . پيمان و ميثاق خدا و محكمترين عهد و پيمانى كه بر كسى از مخلوق وى مقرر شده به گردن شما است كه شنوا و مطيع من باشيد و جانشينانى كه از پى خويش معين كردهام و امت دربارهء آنها اتفاق كرده است . شما را نيز به گردن من اين حق هست كه ميانتان مطابق دستور خداى و سنت پيمبر او صلى الله عليه عمل كنم و از روش نيكان گذشتهء شما تبعيت كنم . از خدا ، پروردگار و مولاى خويش توفيق نكو مىخواهم و تقدير خوب . » در اين سال نصر بن سيار در خراسان از تسليم عمل خويش به عامل منصور ابن جمهور امتناع كرد كه يزيد بن وليد ولايتدارى خراسان را نيز با عراق به منصور داده بود . ابو جعفر گويد : پيش از اين خبر نصر و نامهء يوسف بن عمر را كه به دو نوشته بود كه با هديه هاى وليد بن يزيد پيش وى رود ياد كردم و اين كه نصر از خراسان به آهنگ عراق حركت كرد و در سفر خويش كند مىرفت تا وقتى كه خبر كشته شدن وليد به دو رسيد . باهلى گويد : بشير بن نافع وابستهء سالم ليثى كه بر راههاى عراق گماشته بود پيش نصر آمد ، يوسف بن عمر بگريخت . منصور برادر خويش منظور بن جمهور را سوى رى فرستاد ، من با منظور به رى رفتم و با خويش گفتم پيش نصر روم و خبر را با وى بگويم . گويد : وقتى به نيشابور رسيدم ، حميد وابستهء نصر مرا بداشت و گفت : « از پيش من عبور نخواهى كرد مگر آنكه خبر را با من بگويى . » من نيز خبر را با وى بگفتم ، اما به قيد قسم از او تعهد گرفتم كه به كسى خبر ندهد تا من پيش نصر رسم و خبر را با وى بگويم و او تعهد كرد .